ميتوان در كتاب لاتيني مارينو سانودو ايل وِتچو و در نوشتههاي يوناني توماس ماگيستر و در كتاب موسوم به
تاريخ موريا (پلوپونز) ملاحظه كرد. كتاب اخير شهرت فوقالعادهاي يافت و ترجمههاي يوناني، ايتاليايي، فرانسه و كاتالونيايي آن منتشر شد. فراواني اين ترجمهها از ويژگيهاي آشفتگي بينالمللي بود كه در آن هنگام بر يونان حكومت ميكرد. بايد توجه داشت كه متن اصلي مقدم بر سال 1326 بود، و پيش از نيمهٴ قرن سه ترجمهٴ اولي، و در سال 1393 ترجمهٴ آخري (كاتالونيايي) در دسترس قرار داشت. بدينترتيب، در پايان سدهٴ چهاردهم رويدادهاي پلوپونز را ممكن بود به چهار زبان خواند، به طوري كه سخنگويان گروههاي زيادي توصيف كردهاند؛ ولي اين به آن اندازه كه به نظر ميرسد مفيد نبود، چون اغلب مردم تنها قادر به خواندن يكي از ترجمهها بودند و در آن هنگام هم مانند امروز آن را انتخاب نميكردند كه مخالف تعصباتشان بود و به هر حال اگر هم آن را ميخواندند، از پذيرفتنش سر باز ميزدند.
بزرگترين مورخ بيزانسي در اين عصر نيكهفوروس گريگوراس بود كه تاريخ مشروح وقايع سالهاي 1204 تا 1359 را به او مديونيم؛ بخش بزرگي از آن مربوط به زمان خود اوست.
تاريخ آندرياس ليبادِنوس، كه حاوي مطالب تاريخي جالبي در تكميل يا تصحيح مطالب مآخذ ديگر است، معرف مكتب طرابوزان بهشمار ميرود.
2. تاريخنگاري ارمني. تاريخهاي ارمني اين عصر قابل قياس با سدهٴ سيزدهم نيست، ولي يكي از مورخان آن عصر، يعني استپان اربليان (سيزدهم ـ 2) تا سال 1304 زنده بود. عليرغم افزايش فشار كاتوليكها، او به آيين اجدادي خود وفادار ماند.
دو مورخ ارمني ديگر تسليم تبليغات كاتوليكي شدند كه پذيرش رسمي شاهان ارمنستان جديد (كيليكيه) را به دست آورده بود. نرسس بالي در زمان كلمنس ششم (پاپ 1342 ـ 1352) در آوينيون برآمد و تاريخ مارتين تروپاوي (سيزدهم ـ 2) را از لاتيني به ارمني ترجمه كرد. تاريخ مارتين مبتذلترين و مشهورترين بود و انتخاب نرسس به همان اندازه كه موجب تأسف است طبيعي هم بود. از سوي ديگر، ارمني كاتوليك ديگر، يعني هايتون راهب يكي از بزرگترين مورخان سدههاي ميانه بود. او از خانوادهٴ سلطنتي ارمنستان بود، ولي در قبرس به سلك پرمونستريان درآمد. در آن زمان قبرس زير فرمان سلسلهٴ لوسينيان بيش از ارمنستان تحت تأثير فرانسه بود. گلهاي تاريخ شرق هايتون در سال 1307 به زبان فرانسه نوشته شد، ولي در همان سال به لاتيني ترجمه شد. موفقيت عظيم آن تاريخ كاملاً برحق بود، چون حاوي اطلاعات دست اول زيادي است كه پيش از آن در دسترس غرب نبود.
توجه كنيد كه نرسس و هايتون هر دو در فرانسه كار كردند، اولي در آوينيون و دومي در پواتيه؛ ولي در حالي كه نرسس يك تاريخ درجهٴ سوم لاتيني را به همكيشان ارمنياش عرضه ميكرد، هايتون معلومات تازه و با ارزشي دربارهٴ خاور نزديك را به غرب آورد. نرسس